در یک دهه اخیر، رشتههایی مانند روانشناسی، جامعهشناسی، علوم تربیتی و سایر شاخههای علوم اجتماعی، جایگاهی تازه در میان انتخابهای تحصیلی دانشآموزان و دانشجویان پیدا کردهاند. تا پیش از این، رشتههایی مانند مهندسی، پزشکی یا حقوق، انتخابهای مطمئن تلقی میشدند. اما حالا در بسیاری از کشورهای جهان، دانشآموزان با علاقه و آگاهی بیشتر، گرایش به علوم انسانی و رفتاری دارند؛ بهویژه روانشناسی، که اکنون جزو پرمتقاضیترین رشتهها در مقاطع کارشناسی و ارشد شده است.
رشد جهانی علاقه به روانشناسی: از آمار تا شواهد
آمار منتشرشده توسط «National Center for Education Statistics» در آمریکا نشان میدهد که در سال ۲۰۲۲، روانشناسی پس از بیزینس و علوم سلامت، سومین رشته پرطرفدار در مقطع کارشناسی بوده است. در انگلستان نیز طبق گزارش UCAS، ثبتنام در رشتههای روانشناسی طی پنج سال گذشته بیش از ۲۵٪ افزایش داشته است. این رشد تنها در غرب رخ نداده؛ در ایران نیز، روانشناسی بهویژه در میان داوطلبان گروه علوم انسانی یکی از سه انتخاب اول محسوب میشود.
نقش سلامت روان در محبوبیت روانشناسی
یکی از مهمترین عوامل گرایش گستردهتر به روانشناسی، افزایش آگاهی عمومی درباره اهمیت سلامت روان است. رخدادهایی مانند همهگیری کووید-۱۹، افزایش بحرانهای روانی، فشارهای زندگی مدرن، تنهایی دیجیتال و حتی مهاجرت، باعث شده سلامت روان دیگر یک موضوع «حاشیهای» تلقی نشود. در نتیجه، رشته روانشناسی حالا به چشم یکی از ستونهای اصلی زیست سالم اجتماعی دیده میشود.
در مدارس و دانشگاهها، برنامههایی با محوریت «تابآوری»، «هوش هیجانی» و «مهارتهای بینفردی» بیش از هر زمان دیگری مورد توجه قرار گرفتهاند. روانشناسی، دانشی است که این مهارتها را بهطور بنیادین میآموزد و تمرین میدهد. بسیاری از دانشآموزان با دیدن تأثیر مستقیم روانشناسی بر کیفیت زندگی خود، به آن بهعنوان رشتهای کارآمد و آیندهدار نگاه میکنند.
فضای دیجیتال و تأثیر آن بر جذابیت علوم رفتاری
با گسترش رسانهها و فضای دیجیتال، مفاهیم روانشناسی بیش از پیش به زندگی روزمره راه پیدا کردهاند. ویدئوهای روانشناسان در یوتیوب، پادکستهای توسعه فردی، صفحات اینستاگرامی مشاوران و حتی حضور این افراد در برنامههای تلویزیونی، باعث شده ذهن نوجوانان با مفاهیم روانی آشنا شود. بسیاری از نوجوانان پیش از ورود به دانشگاه، واژههایی مانند «دفاع روانی»، «کودک درون»، «اضطراب اجتماعی» و «رواندرمانی شناختی» را شنیدهاند.
این نزدیکی فرهنگی به روانشناسی، انتخاب این رشته را طبیعیتر کرده است. برخلاف گذشته، دانشآموزان آن را تنها برای کسانی که «مشکل روانی دارند» نمیدانند، بلکه بهعنوان دانشی برای رشد شخصی، مدیریت احساسات و بهبود روابط انسانی میشناسند.
تنوع گرایشها و فرصتهای شغلی
رشته روانشناسی بهواسطه ساختار بینرشتهای خود، زمینهساز مشاغل بسیار متنوعی است. فارغالتحصیل این رشته میتواند در حوزه بالینی فعالیت کند، به آموزش و پرورش بپیوندد، در منابع انسانی شرکتها کار کند، یا در تحلیل رفتاری بازار و تبلیغات تخصص پیدا کند. همین تنوع باعث شده بسیاری از دانشآموزان که از محدود شدن به یک مسیر شغلی مشخص میترسند، روانشناسی را انتخاب کنند.
در زمینه علوم اجتماعی نیز همین موضوع صادق است. جامعهشناسی، انسانشناسی، علوم تربیتی و مطالعات فرهنگی همگی امکان کار در نهادهای عمومی، مراکز پژوهشی، شرکتهای رسانهای، سازمانهای غیردولتی و مؤسسات بینالمللی را فراهم میکنند.
سیاست و جامعه در حال دگرگونی: نقش علوم اجتماعی در تحلیل تحولات
تحولات سیاسی، فرهنگی، اقلیمی و اجتماعی در جهان، نشان دادهاند که تحلیل آنچه در جوامع میگذرد، دیگر فقط وظیفه سیاستمداران و اقتصاددانان نیست. برای فهمیدن رفتار رایدهندگان، روند مهاجرت، شکافهای جنسیتی، تبعیض نژادی یا نابرابری آموزشی، نیازمند بینش جامعهشناسان و متخصصان علوم اجتماعی هستیم.
دانشآموزان امروزی، که بیشتر از نسلهای گذشته با شبکههای اجتماعی، رسانههای بینالمللی و جریانهای فکری مختلف در تماس هستند، بیش از گذشته به مفاهیم عدالت اجتماعی، برابری، تنوع فرهنگی و مشارکت مدنی علاقهمندند. علوم اجتماعی ابزارهایی علمی برای تحلیل این دغدغهها در اختیارشان میگذارد.
تغییر نگاه خانوادهها و مشاوران تحصیلی
نقش خانوادهها و مشاوران تحصیلی در انتخاب رشته غیرقابل انکار است. خوشبختانه، در سالهای اخیر، نگاه سنتی که تنها چند رشته خاص را ارزشمند میدانست، در حال کمرنگ شدن است. خانوادههای بیشتری متوجه شدهاند که موفقیت شغلی، تنها از مسیر مهندسی یا پزشکی نمیگذرد. در نتیجه، حمایت از فرزندان در مسیر انتخاب روانشناسی یا علوم اجتماعی بیشتر شده است.
در کنار آن، برخی مدارس پیشرو، جلسات مشاوره با حضور روانشناسان برگزار میکنند یا واحدهایی در برنامه درسی دارند که مفاهیم علوم انسانی و روانشناسی را آموزش میدهند. این آشنایی زودهنگام، احتمال انتخاب آگاهانهتر را افزایش میدهد.
آیندهای روشن برای دانشی انسانی
روانشناسی و علوم اجتماعی نهتنها بهعنوان رشتههای تحصیلی، بلکه بهعنوان ابزارهایی برای زندگی بهتر، در حال رشد هستند. جامعه به متخصصانی نیاز دارد که بتوانند ذهن انسان، رفتار گروهی و پویاییهای فرهنگی را بفهمند و در حل چالشهای اجتماعی مشارکت داشته باشند.
دانشآموزان امروز، با نگاهی بازتر، هدفمندتر و آگاهتر به این رشتهها مینگرند. با ادامه روند افزایش نیاز به سلامت روان، عدالت اجتماعی، و مهارتهای انسانی در قرن ۲۱، میتوان انتظار داشت که روانشناسی و علوم اجتماعی نهتنها محبوب بمانند، بلکه جایگاه خود را بهعنوان رشتههایی کلیدی در آینده جهان تثبیت کنند.