رویدادها | یادگیری فراتر از چهاردیواری کلاس
توی چلچله یه باور جدی وجود داره؛ اینکه یادگیری واقعی، محدود به کلاس و صندلی و تخته نیست. خیلی وقتها برای اینکه یه آموزش واقعاً توی ذهن بمونه و تهنشین بشه، باید از فضاهای رسمی فاصله گرفت. باید کنار هم بود، بازی کرد، فکر کرد، با چالش روبهرو شد و تجربه رو از نزدیک لمس کرد. همونجاهاست که یادگیری از حالت تئوری درمیاد و تبدیل میشه به دانشی که میمونه.
رویدادها و سفرهای آموزشی چلچله دقیقاً با همین نگاه شکل گرفتن. این تجربهها کمک میکنن بچهها از همون قدمهای اول، با روحیه تیمی، فضای انسانی و فرهنگ کاری اسمیران آشنا بشن. از دورهمیهای پرانرژی و بازیهای گروهی گرفته تا اتاق فرار و سفرهای چندروزه به دل صنعت؛ همهی اینها فرصتی بودن برای شناخت همتیمیها، تمرین همکاری، حل مسئله و دیدنِ نزدیکِ چیزهایی که توی کلاس فقط دربارهشون صحبت شده بود.
ما به این لحظههای واقعی و میدانی ایمان داریم. همین تجربهها نقطه شروع تیمهای قویه و یادگیری رو برای آینده شغلی بچهها عمیقتر و موندگارتر میکنه.
دورهمی آشنایی با اسمیران و طرح چلچله
همهچیز از یه دورهمی شروع شد. جایی برای آب شدن یخها و تبدیل غریبهها به یه تیم.
تو تهران، توی ساختمون ریبون، بچهها با فضای اسمیران آشنا شدن. از گشتوگذار تو محیط گرفته تا بازیهای گروهی و چالش هیجانانگیز ساختن برجهای کاغذی. همهچیز طوری طراحی شده بود که روحیه تیمی شکل بگیره و شروع این مسیر تازه، با حس خوب همراه باشه.
تو کرمان هم اولین قدم، یه دورهمی پرانرژی بود. برنامهای که قراره فضای متفاوتی بسازه؛ جایی برای تیمسازی کنار آدمهایی که تا دیروز همدیگه رو نمیشناختن. بازی گروهی، رقابت سالم و گفتوگو کمک کرد بچهها هم با هم آشنا بشن و هم تصویر روشنتری از مسیر چلچله پیدا کنن.
یزد حالوهوای خودش رو داشت. قبل از شروع کلاسها، یه دورهمی گرم و دوستانه برگزار شد. با بازیهای تیمی، حرفهای انگیزشی و آشنایی با فلسفه چلچله؛ تا از همون اول، یه اتمسفر انسانی و پرانرژی شکل بگیره.
ته همهی این دورهمیها یه هدف مشترک بود: اینکه بچهها همدیگه رو از نزدیک ببینن، راحت حرف بزنن و پایههای تیمسازی رو درست بذارن تا بتونن این مسیر رو کنار هم جلو ببرن.
اتاق فرار؛ همتیمی بودن، همکاری و حل مسئله
بعد از دورهمیها، نوبت به یه تجربه متفاوت رسید: اتاق فرار.
اینجا دیگه فقط یه بازی نبود. بچهها وارد فضایی شدن پر از چالشهای فکری و تعاملی؛ جایی که هر تصمیم، هر ارتباط و هر همکاری مهم بود. این تجربه کمک کرد هر کسی همتیمیهاش رو عمیقتر بشناسه و بفهمه هر کدوم چطور فکر میکنن و مسئله حل میکنن. کمکم معلوم شد کار تیمی فقط تقسیم وظیفه نیست؛ بستریه برای اعتماد، همدلی و رشد کنار هم.
وقتی یه تیم با یه مسئله مشترک روبهرو میشه، هم نقاط قوت خودش رو میشناسه، هم ضعفهاش رو. همین شناخت باعث میشه راهحلهای خلاقانهتری شکل بگیره. این مدل تیمسازی، تمرینی واقعی برای محیط کاره؛ جایی که ارتباط درست و همفکری، نقش کلیدی دارن.
سفر آموزشی به کارخانه اسمیران | سفر به قلب صنعت
یکی از جدیترین تجربهها، سفر آموزشی به کارخانه اسمیران توی سیرجان بود؛ یه سفر سهروزه که بچهها رو مستقیم به قلب صنعت برد. فرصتی کمیاب برای لمس واقعیت، نه از پشت اسلاید، بلکه از نزدیک.
بازدید از خط تولید، آزمایشگاه، سنگشکن و همراهی با تیم ایمنی باعث شد هر چیزی که تا اون موقع بهصورت تئوری یاد گرفته بودن، جلو چشمشون زنده بشه. آموزشها از حالت شنیداری خارج شد و تبدیل شد به تجربهای ملموس.
بچهها کنار متخصصها ایستادن، سوال پرسیدن و فاصله بین دانش و عمل رو کمتر کردن. تجهیزات رو از نزدیک دیدن و با شرایط واقعی محیط کار روبهرو شدن. اساتید، کلاس درس رو آوردن وسط کارخانه و آموزشها همونجا، کنار دستگاهها، کاملتر شد.
این سفرها یه بازدید ساده نیستن. یه پل واقعیان بین تئوری و عمل. نقششون توی تقویت مهارتهای عملی، شناخت فضای واقعی صنعت و بالا بردن انگیزه یادگیری خیلی پررنگه. وقتی آدم خودش فرآیندها رو میبینه، تازه میفهمه مسئله کجاست و چطور باید براش راهحل پیدا کرد.
ما توی چلچله باور داریم آموزش، محدود به دیوارهای کلاس نیست. همین تجربههای میدانیان که قراره آینده شغلی و حرفهای بچهها رو شکل بدن.